جیمز و هلوی غول پیکر؛ فیلمی موزیکال فانتزی به کارگردانی هنری سیلیک است و تهیهکنندگان آن تیم برتون و دنیس دینووی هستند. «جیمز»، پسرک یتیم را می فرستد تا با خانواده ای بدجنس زندگی کند. او به درون یک هلوی بسیار بزرگ می خزد و در آن با حشراتی سخن گو دوست می شود و آنان در طی سفر با ماجراهای عجیب و غریب و پرحادثه ای رو به رو می شوند و به این ترتیب «جیمز» بر ترس های درونی خود غلبه می کند…
انیمیشنخانوادگیماجراجویی
امتیازم به این فیلم: ۷.۵
فیلم خوب و ارزشمندی است و تماشایش هرگز وقت تلف کردن نیست.
پیشنهاد میکنم زمان را از دست نداده و تماشایش کنید.
----«(اسپویل)»----
اندک کاستیها و نقاط ضعف فیلم:
۱. موسیقی فیلم به ویژه تیتراژ آغازین، با کلیت داستان و حال و هوای آن همخوانی ندارد.
۲. فیلم بر بستر فیزیک کوانتوم روایت میشود. دانشی که حتی با گذشت نزدیک به ۱۵ سال از انتشار اثر، هنوز هم برای بسیاری از قشر دانشآموختهی دنیا گنگ و میهم است، چه رسد به بیشینهی تماشاگران آثار سینمایی که از آموختن علوم پایه هم بیبهرهاند. در چنین شرایطی، سازندگان در روایت بنیان اثر بسیار ضعیف عمل کردهاند.
۲. اگر کارگردانی اثر به کریستوفر نولان سپرده میشد، بیشک یکی دیگر از شاهکارهای تاریخ سینما پدید میآمد. مجموعه سازندگان نتوانستهاند همه پتانسیل نهفته در این ایده را شکوفا کرده و بر پرده سینما نمایان کنند. همچنین در ساخت اندک لحظات و صحنههای دراماتیک و رومنس چندان موفق عمل نکردهاند.
برای نمونه: سکانس بوسهی «جیک گیلنهال و میشل موناهان» بسیار سحی و ضعیف به تصویر کشیده شده است. سکانسی که با وجود همه نقطه ضعفهای موجود در روایت داستان، توانایی تبدیل شدن به یکی از ماندگارترین بوسههای سینما را داشت!
و …
روز خوش روزگار به کام
هزار بار که نه😉
نهایتاً دو یا سه بار، آنهم برای درک بهتر جزییات داستان که ممکن است از آنها جا مانده باشیم.
🙏